شاید از سالیان قبل عاشقت بودم... شاید از سالیان قبل عاشق بودم،از روزگاری که هنوز نمیدانستم عشق چیست،اما ناخودآگاه نام تو را در حاشیهی دفترهایم مینوشتم.کتاب چند پله بالاتر از عشق را که مینوشتم،تو بیآنکه بدانی، لابهلای واژههایم میدرخشیدی.بیخود نبود که تمام شعرهایمعطر سبز چشمانت را داشت،بیخود نبود که هر سطر، ردّی از نگاهت بود،گویی قلم من جز تو چیزی نمیشناخت.و حالا میفهمم،سالهاست عاشق توام،حتی پیش از آنکه ببینمت،حتی پیش از آنکه جهانم، با آمدنت رنگ بگیرد. ♥ نوشته شده در سه شنبه چهارم شهری
+ نوشته شده در شنبه
31 مرداد
1405ساعت 6:36 توسط کوروش هاشمی
|
اما عزیز من.. اما عزیز من...اگر روزی از من بپرسند چرا قلم در دست گرفتی،خواهم گفت برای آنکه اغواگرترین نگاه جهان را بنویسم؛نگاهی که با یک پلک زدن، جهانم را دگرگون کرد وبا یک لبخند، تمام مرزهای صبر و شکیباییام را شکست.این کتاب، شرحیست از تسلیم شدنم در برابر جادوی تو،جادویی که نه عقل تاب مقاومتش دارد و نه دل توان رهایی از آن.اغواگر چشمهایت، مرا به عمقی کشاندهکه دیگر بازگشتی برایم نمانده جز غرق شدن در تو.و من، با هر سطر، تنها یک آرزو دارم:که واژهها بتوانند اندکی از وسوسه، شعله و عطشی را بر صفحه
+ نوشته شده در شنبه
31 مرداد
1405ساعت 6:36 توسط کوروش هاشمی
|
یک نفر..... «یک نفر را با تمام نابلدیهایم دوست میدارم؛با تمام خامیها و بیتجربگیهایم در مسیر عشق.او را دوست میدارم بیآنکه دانای رموز دلدادگی باشم،بیآنکه شیوههای گفتن و نوشتن را بهدرستی بدانم.تمام داشتهام قلبی است ساده،که هر بار به یاد او میتپد و هر دم نام او را نجوا میکند.او را دوست میدارم چنانکه کودک خورشید را،بیهیچ حساب و کتابی،بیهیچ ترس و تردیدی،با همهی خلوص جانم.اگرچه زبانم در وصفش میگیرد،اگرچه دستم در نوشتن از او میلرزد،اما دل من هزاران بار گفته است:او همان معجزهای
+ نوشته شده در شنبه
31 مرداد
1405ساعت 6:36 توسط کوروش هاشمی
|
❤️ دخترهای دوستداشتنیِ من ستایش، آرمینا، آدرینا، ماندانا، مهزاد، مهیا، اسرا، الینا، روشنـا، ساتین، تیارا، آیه، روشنک، ایلما، پارمین، آوین، ریانا، دیانا، ویانا، آیناز، پارمیس، زهرا، ریحانه و ساحل عزیزم… هرکدوم از شما برای من مثل یک فصل رنگی از خاطرات زیبا بودید؛ کلاسِ پارسال با خندهها، سوالها، شیطنتها و دلهای مهربون شما روشن و پر از زندگی شد. امسال هرکجا که هستید، میدانم که مثل ستاره میدرخشید و با تلاش و لبخندتان دنیا را قشنگتر میکنید. یادتان باشد که همیشه در قلب من جا دارید و به توانای
+ نوشته شده در شنبه
31 مرداد
1405ساعت 6:36 توسط کوروش هاشمی
|